ابراهيم عاملي ( موثق )
230
تفسير عاملي ( فارسي )
باقى مانده است ، 3 - در شستن دستها احمد لازم دانسته است اوّل دست راست شسته شود ولى ديگران لازم ندانستهاند و گفتهاند مستحّب است چون در آيه معيّن نشده است كدام دست جلو شسته شود . « وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ » 6 طبرى : در اين مسح اختلاف است ، بعضى گفتهاند يعنى هر اندازه سر خود را با آب مسح كنيد درست است ، يحيى بن سعيد گفت : نافع براى من نقل كرد كه عبد اللَّه عمر چون وضو ميگرفت ، دو دست خود را تر ميكرد و جلو سرش را مسح ميكرد ، و بعضى گفتهاند : معنى آيه آن است كه همه ى سر را مسح كنيد . اندازه ى مسح سر را از مالك پرسيدند ، گفت : از جلو آغاز كنيد و دو دست را به پشت سر بگردانيد و دوباره بجلو بياوريد ، ابو حنيفه و ابو يوسف گفتهاند : به كمتر از سه انگشت نبايد مسح شود ، ابو الفتوح نوشته است : اگر كسى بجاى مسح سر غسل كند و سر بشويد مجزى نباشد از مسح سر بنزديك ما ، و بنزديك جمله ى فقها مجزى باشد ، و بنزديك ما مسح سر و مسح پاى ببقيّت نداوت وضو بايد ، و آبى نو نبايد گرفتن براى او ، و جمله ى فقها خلاف كردند در اين و گفتند : آبى نو بايد گرفتن ، و مالك گفت : اگر ببقيّت نداوت مسح كشد روا باشد ، جز كه فاضلتر آن است كه آبى نو برگيرد ، و مسح بر عمامه دادن روا نباشد ، و مذهب ابو حنيفه و شافعى همچنين است و ثورى و اوزاعى و احمد و اسحاق گفتند روا باشد ، و بنزديك ما مسح دادن بر گوش روا نباشد و نه شستن او ، و شافعى گفت : مستحبّ است كه مسح بردهد گوشها را بآبى نو ، و ابو حنيفه گفت : گوش از جمله ى سر است با سر بايد مسح دادن آن را ، و زهرى گفت : از جمله ى روى است با روى ببايد شستن ، مالك و احمد حنبل گفتند از سر است اما مسحش بآبى نو بايد . تفسير تنوير المقباس : از جمله ى « فَاغْسِلُوا » تا « بِرُؤُسِكُمْ » يعنى هرطور دلتان بخواهد . « وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ » 6 طبرى : در قرائت كلمه ى « ارجل » اختلاف است عدّه اى از قاريهاى حجاز و عراق با نصب و صداى بالاى لام خواندهاند و بر اين